Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

 

« بسم الله الرحمن الرحيم »

  ارتباط با

مينايی دات کام

صفحه اصلی   |  لينکها     فيلمها   |   عکسها   |   درباره   |   مقالات  |  موزيک

«  براي آن دختر جوان »

حسين قدياني
در تاكسي نشسته بودم. دختر جواني كه چندان هم حجاب مرتبي نداشت با نشان دادن برگه اي به حقير و اشاره اي گذرا به محتويات آن كه معلوم بود شب نامه اي عليه رئيس جمهور منتخب ملت بود، گفت: شكر خدا با اين كارها نتوانستند از آراي دكتر احمدي نژاد كم كنند، من خودم به ايشان رأي دادم و خيلي هاي ديگر را هم مي شناسم كه مثل من به قيافه شان نمي خورد اما به ايشان رأي دادند چرا كه عاشق صداقت شهردار شده بودند. ما وقتي ديديم او براي خوشايند دل ما حرف نمي زند و جوانان را فقط به خاطر بيشتر شدن رأيش نمي خواهد، دليلي نمي ديديم كه به او رأي ندهيم. به خصوص وقتي كه مي ديديم ديگران با حمايت احزاب به ميدان آمده اند، دل مان براي مظلوميت او و برنامه هاي عدالت محورش سوخت تا جايي كه از خدا خواستيم براي دكتر احمدي نژاد هواداري جز ملت نخواهد ومردم را بر احزاب پيروز گرداند. سر همين با اينكه با او درمسائلي مانند دين داري و ولايت مداري همفكر نبوديم اما صداقتش را در رفتار و گفتارستوديم. راه دوري نروم؛ من خودم دين چنداني ندارم اما وقتي ديدم او با سادگي و اخلاص قلب مردم را به سوي خود منقلب كرده، آزادگي ام نگذاشت به او رأي ندهم. من دين ندارم اما آزاده تر از آن هستم كه به صداقت و سلامت احمدي نژاد رأي ندهم. الان هم شايد بعضي حرف هايش را قبول نداشته باشم اما مديريت او، صميميت او و مردمي بودنش دقيقاً همان چيزهايي است كه من و امثال من را شيفته احمدي نژاد كرده است. من برعكس احزاب كه به يك نامزد ديگر رأي دادند تا شهردارتهران، رئيس جمهور ايران نشود، رأيم به احمدي نژاد از سر لجبازي با هيچ كس نبود. من به احمدي نژاد رأي دادم، چون دوستش داشتم نه از اين رو كه مي خواستم با رأي به او جلوي رئيس جمهور شدن كس ديگري را بگيرم. رأي من به اين مدير با اخلاص، خالص تر از اين حرف ها بود. «نه» به ديگران نبود، «آري» به او بود. به او كه براي جذب رأي من، فريبم نداد. برخلاف عقايدش حرف نزد. دروغ نگفت. وعده هايي نداد كه من برايش كف بزنم و هورا بكشم... من به نامزدي رأي ندادم كه بعد از رئيس جمهور شدنش بالاترين افتخار من انتقاد از او باشد. به كسي رأي دادم كه قبولش دارم و مي دانم بعد از رئيس جمهور شدنش اعتقادم به او دوچندان مي شود. رئيس جمهوري كه رأيم به خاطر اعتقادم به او بود، نه انتقاد از ديگري.
¤¤¤
دختر جوان سخن از زبان ما مي گفت. دل پردردي داشت. به تحريريه كه آمدم ديدم هيچ مقاله اي بهتر از حرف هاي مردم بر دل مردم نمي نشيند. سوژه اي كه در ذهن خودم بود كنار گذاشتم و شروع كردم به نوشتن درد دل هاي آن دختر جوان. خانم آزاده اي كه اتفاقاً دين هم داشت. اين را مي دانيد از كجا فهميدم؟ از آنجا كه وقتي خواست از كيفش پول دربياورد و به راننده بدهد، برگه اي كوچك از كيفش افتاد كه رويش نوشته بود؛ زيارت عاشورا...
¤¤¤
آري، ما را با دعا انس بيشتري است تا با ادعا!

گردآورنده : ميثم مينايی  mminaei@msn.com

- بر گرفته از : كيهان

بالا